محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )
371
رشحات البحار ( فارسى )
تشكر شود ؛ زيرا رساندن قوه به كمال لايق ان ، موقوف بر تعليم است و اين امر مساوق تكليف است و اگر من تو را مكلف نمىنمودم ، يكى از موارد محال بر خداوند لازم مىآمد . شبهه سوم [ حال كه مرا آفريدى و مكلف نمودى ، چرا مرا به سجده بر آدم مكلف كردى كه موجب شرك مىشود ] حال كه مرا آفريدى و مكلف نمودى ، چرا مرا به سجده بر آدم مكلف كردى كه موجب شرك مىشود ؟ خداوند متعال مانند قبل مىفرمايد : كمال مخلوق در خارج شدن وى از انانيت است و تنها راه خروج از اين ورطه ، عبادات و طاعات است و از آنجا كه سجده بر آدم اولين عامل خارج ساختن آفريدگان از انانيت و بهترين راه براى كسب معنويت است ، تو را به ان كار امر كردم ؛ به ويژه آنكه ، اينكه آدم را تحقير نمودى ، تكبر ورزيدى ، و خودبينى كردى ، با چيزى جز اين خوار شدن مداوا نمىشد . جواب دليل تحقير ، شبهه فراترى و فروترى ، و بطلان عقلى ترجيح مرجوح بر ارجح نيز به اين صورت است كه ملاك هرگونه ترقى و ارتقاى قوه است كه حامل ان ماده است . و هرچه ماده ضعيفتر باشد ، قوه كاملتر است و هرچه قوه شديدتر باشد ، كمالات لايق ان تمامتر ( اتم ) است . مانند آتش كه چون به فعليت نزديكتر است ، بنابراين نفس افاضه شده به او واجد فعليات است و در نتيجه كمتر ارتقا مىيابد . بر خلاف گل و خاك كه به علت دور تر بودن ( نسبت به آتش ) از فعليت ، نفس افاضه شده به ان مانند قوه محض است . بنابراين قابليت ان براى صورت ، تام است . ازاينرو آدم از تو شريفتر ( اشرف ) است . اين هم ترجيح مرجوح بر راجح نيست . بنابراين مسئله امانت ارائه شده به همه موجود و چگونگى اباى همه انها از پذيرش ان ، روشن مىشود . نسبت به عالم اسمان ارواح مانند جبروت ، ملكوت ، و مثال به خاطر فعليات انها و فقدان قوه در انها بوده است . [ چنانكه قران فرموده است : ] وَ ما مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ « 1 »
--> ( 1 ) . صافات ( 37 ) : 164 .